از صبح سردرد دادم.
*
دیروز از توی فریزر ظرف شاهتوت هایی رو که همکلاسی برام خریده بود و اضافه اش رو گذاشته بودم توی فریزر پیدا کردم و الان نشستم با لذت تمشک میخورم.
*
عکاسباشی توی مازندران یه ویلا خرید
برچسب: نویسنده: محمد خلیلی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:18
بلند شد و روی پاهاش ایستاد. حال خوبی نداشت.
گفت : میتونستی کمکم کنی!
گفتم: شاید!
گفت: من در حقت فقط خوبی خواستم!
گفتم: شاید!
گفت: باید میموندی و تلاش میکردی!
گفتم: شاید!
گفت: رفتی و همه چیز خراب شد!
برچسب: نویسنده: محمد خلیلی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:18
از بچگی بعد از آشنایی باکتاب رساله که محصول تحصیل در مدرسه ی فرزانگان بود، عادت کردم خیلی اوقات پیرامون احکام موجود در رساله کنکاش کنم.
از همون موقع خیلی چیزها با عقل و منطق من جور در نمیومد !
این
برچسب: نویسنده: محمد خلیلی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 18:58
این مطلب خطاب به کامنت گذار عزیز با عنوان"حالا" نوشته شده!
اون چه اینجا می نویسم احساسات و تجربیات شخصی منه. مطمئنا خیلی ها با من همدوره هستند اما دلیلی نداره تجربیات مشابهی داشته باشند. درک هر شخصی
برچسب: نویسنده: محمد خلیلی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 18:58
دیروز همراه با کپلچه و مادرشوهر جان رفتیم خونه ی خاله بزرگه ی همکلاسی. خیلی هم خوش گذشت!
امروز از صبح خونه بودیم. من و همکلاسی صبح خونه تمیز کردیم و کپلچه هم کارتون تماشا کرد و حموم رفت. بعد از نهار
برچسب: نویسنده: محمد خلیلی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 18:58